گوش دهید: موسیقی از نورهای شمالی محیط

[ad_1]

تقبل از پرواز صدا از گوش به گوش ، یک ترک خواب آور وجود دارد. پس از آن یک گروه کر آسمانی دنبال می شود که می تواند سوت نهنگ ها ، ندای قورباغه ها یا جیک جیک زدن پرنده دیگری باشد. به نظر آسمانی می آید زیرا این همان چیزی است که هست. Noise – aurora borealis: چراغ های شمالی.

چراغ های سبز روشن که به آسمان قطب شمال نفوذ می کنند ، هنگام برخورد باران خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین ، امواج الکترومغناطیسی ساطع می کنند و می توانند به صداهایی تبدیل شوند که ماشین های کوچک نسبت به گوش انسان حساس می کنند.

این صداهای مرموز و جاروبرقی توسط یک مستند جدید رادیو 3 جشن گرفته می شود که زیست شناس کارین لمکول بودونی را با سورتمه سگی به کویر می فرستد تا منظره صوتی را که آهنگساز آلاسکا به موسیقی تبدیل کرده است ضبط کند.

بودونی در قسمت انتهایی دهکده Galena در آلاسکا زندگی می کند. او نور را از ایوان خود می بیند و 16 سال پیش متوجه شد که می تواند با استفاده از گیرنده فرکانس بسیار پایین (VLF) صدای چراغ ها را نیز ضبط کند.

وی از طریق تلفن از خانه می گوید: “شنیدن این صداها ، که بسیار شبیه آنچه می بینید ، واقعاً خاص است.” “مواقعی وجود دارد که فقط پچ پچ معمول در پس زمینه است ، صداهای لرزان ، و سپس لحظات دیگری نیز وجود دارد که واقعا عالی است – صداهای زیبا و گروه کر مانند قورباغه ها. اگر همیشه یکسان بود ، بیرون رفتن و گوش دادن خیلی سرگرم کننده نبود. “

خواندن مطالب جدید
گرامیداشت یاد و خاطره افسر پلیس که پس از امضای قرارداد Covid-19 | درگذشت ویروس کرونا

رادیو 3 برای “آوازهای بهشت” که در روز بوکس پخش می شود ، آهنگساز متیو برتنر را که با صداهای طبیعی و داده های علمی محیطی کار می کند ، سفارش داده است که یک قطعه موسیقی برگرفته از شفق قطبی ایجاد کند.

چراغ های چراغ شمالی باید حداقل چهار مایل با صداهای مصنوعی و دیگر منابع الکتریکی مانند خطوط برق فاصله داشته باشد تا از ایجاد اختلال در گیرنده های ووفر جلوگیری شود ، بنابراین برنتنر مجبور شد با دخترش به صحرا برود.

او می گوید: “آنچه واقعاً شگفت انگیز است این است که در هر زمان از روز می توان آنها را شنید.” “ما تمایل داریم به آنچه در شب اتفاق می افتد فکر کنیم ، زیرا ما آنها را می بینیم ، اما این واقعیت که شما مجبور نبودید شب بیرون بروید شگفت آور بود. ما می توانیم در هر زمان ضبط کننده VLF را بیرون بیاوریم و فقط از طریق ابر به آنها گوش دهیم. “

برترنر دریافت که ضبط شده از دستگاه کاملاً واضح نبوده و از این رو فرکانس و دامنه صداها را در یک سینت سایزر با کیفیت منعکس می کند. “سپس می توانید صدای صدا را تغییر دهید و نورهای شمالی را به نواختن سازهای مختلف وادار کنید. این به من اجازه داد که واقعاً چراغ های شمالی را سازماندهی کنم ، و از ورودی آنها به عنوان کنترل کننده استفاده کنم. “

“چراغ های شمالی به جای اینکه آهنگساز نت ها را در صفحه بنویسد و نوازنده بوق بزند ، شاخ می نواخت و نت ها را روی صفحه می نوشت. بنابراین خودم را بیرون آوردم و اجازه دادم چراغ ها آن را بکشند. “

برترنر اثری شش دقیقه ای خلق کرد که امیدوار است بیانگر دیالکتیک بین انسان و جهان طبیعی باشد. “این همان چیزی است که من همیشه در موسیقی به دنبال آن هستم – چیزی از یک سیستم طبیعی واقعی وجود دارد که انسان آن را لمس نکرده است.”

او معتقد است که از نورهای شمالی موسیقی بیشتر خواهد شد. “صداها کاملاً متنوع هستند. جالب است که مدام ضبط کنید ، مدام گوش دهید و چیزهای جدیدی درباره رفتار آنها کشف کنید. این می تواند آهنگ های مختلف را در همان موضوع الهام بخش است. من فکر نمی کنم کار من کار روشن روشنای شمالی را کامل کند. “

این برنامه همچنین به بررسی مقادیر سنتی شفق قطبی در محیط قطب شمال با سرعت در حال تغییر می پردازد ، جایی که دما با سرعت بیشتری نسبت به بسیاری از مناطق جهان در حال افزایش است.

به گفته بودونی ، تفسیرهای سنتی اینوئیت ها از نورهای شمالی اغلب خیرخواهانه است: چراغ ها به شکارچیان نشان می دهد که چگونه غذا پیدا می کنند یا به کسانی که رنج می برند اطمینان می دهد که عزیزانشان به مکان بهتری منتقل شده اند.

اما نورهای شمالی با افسانه های شوم بیشتری همراه است که در برخی از داستان ها نیز نماد خطر است.

برتنر گفت: “جو ما ما را در برابر تشعشعات خورشیدی محافظت می کند و می تواند کره زمین را گرم کند ، اما نه بیش از حد – این یک سپر است – و این بازتاب نورهای شمالی یک نیروی وحشتناک خورشید در سیاره ما است که می تواند آن را غیرقابل سکونت کند.”

“جالب اینجاست که اسطوره شناسی این علم را انجام داده است. بسیاری از روستاهای آلاسکا که این افسانه ها در آنها گسترش یافته است ، گرمایش جهانی و ذوب شدید را تجربه می کنند ، به طوری که مجبورند خانه ها و کل روستاها را نقل مکان کنند زیرا ساحل فرسایش یافته است زیرا یخ دیگر از سواحل محافظت نمی کند. “

از نظر بودونی ، چشم انداز ناشی از فرهنگ وجودی روستایی او – و تجربه شفق قطبی – می تواند نگرش گسترده انسان نسبت به سیاره ای را اصلاح کند که “مانند کودکان جسوری است که والدینشان غایب هستند و ما خانه را خراب می کنیم”.

وی می گوید: “ما فرهنگی هستیم كه به محیط بستگی دارد و با آن ادغام شده و نه قدرت آن.” “غالباً ما به چنین تجربه طبیعی مانند شفق قطبی کشیده می شویم زیرا نمایانگر چیزی است که خارج از ماست. شما احساس می کنید جزئی کوچک از یک جهان عظیم هستید که از عهده ما خارج است و از این نظر بسیار سالم است. “

[ad_2]