دیوید هولمز از اندرو وترال به یادگار مانده است اندرو وترال

[ad_1]

من هستممن با این واقعیت شروع می کنم که DJ ، ریمیکس ها و تهیه کنندگان همان کاری است که اندرو انجام داد. من همیشه به عنوان یک حضور بسیار بزرگتر به آن نگاه می کردم. گذراندن یک روز با اندرو با الکل و یک فنجان چای یک تجربه آموزشی بود. من قبلاً این آتش را در آتش می گذاشتم ، نمی خواهم بروم. او نمی توانست صبر کند تا در مورد رکورد جدیدی که به تازگی شنیده است ، یا فیلم جدیدی که به تازگی تماشا کرده است یا کتاب جدیدی که به تازگی خوانده است برای شما بگوید ، زیرا می خواست آنچه را که اخیراً تجربه کرده امتحان کنید. . گران و پرمدعا نبود. او می خواست عشق را تقسیم کند.

در سال 1990 ، او را در یک باشگاه در لندن دیدم. او قبلاً همین دی جی افسانه ای و درخشان بود. یادم می آید که شجاعت پیدا کردم و گفتم: “سلام ، اسم من دیوید است. من در بلفاست زندگی می کنم. آیا می آیی برای باشگاه Sugar Sweet من بازی کنی؟ “او گفت ، من واقعاً دوست دارم به بلفاست بیایم. من کتابهای زیادی را در این باره خوانده ام. “او با موهای فر ، موتور سیکلت ، شلوار چرمی و تاپ برتونی خود وارد محل شد. او بسیار زیبا به نظر می رسید. پس از آن بسیاری از دی جی ها به بلفاست نیامدند و این درست است! من می فهمم. اما اندرو مجذوب این موضوع شد. او دوست داشت در مکانهای عجیب و خطرناک قدم بزند ، غریبه ها را دوست داشت.

خواندن مطالب جدید
ویرپول به ما می گوید که از ماشین لباسشویی معیوب Hotpoint استفاده کنیم پول

اندرو در تمام دنیا مورد احترام بود. او از فیلم ها گرفته تا دوبله گرفته تا پست پانک و یک دیسکو ناشناخته بازی می کرد. هیچ کس مثل او نمی توانست آن را جمع کند. او استاد جاگذاری بود: آنچه در ادامه بازی خواهید کرد. او دائما به دنبال احساسی بود که برای اولین بار از شنیدن چیزی درخشان احساس می کنید و از تماشای مردم در زمین رقص بسیار خوشحال بود ، زیرا می دانست آن ها هستند برای اولین بار آن را شنید به یاد دارم که او گفت وقتی جوانی بود و پنج یا شش ضبط خرید ، می خواست به خانه برود و همزمان به آنها گوش دهد. من منظور او را دقیقاً می دانستم.

او بسیاری از آلبوم ها را با تعداد زیادی از افراد تحت نام های زیادی ساخته است – از اسفادلز گرفته تا شمشیرهای بهشت ​​، اما همیشه به نظر می رسید کهنه سرباز. او استاد فضا و مینیمالیسم بود. اجازه داد همه چیز نفس بکشد. او تصمیم گرفت که تولید – نه روش – از کلمه “حرفه” متنفر باشد – و می خواست پایین بیاید. تصور اینکه در یک اتاق با دسته ای از نوازندگان باشم و نه به روش خودشان ، فقط دوست نداشتم. این ریمیکس بستر مناسبی برای او بود. وقتی او Primal Scream را انجام داد اسکریمادلیکا، آنها فقط یک مهمانی به او می دهند ، بنابراین او مجبور است این رکورد را مجسمه سازی کند تا احساس کند که در زمین رقص کار می کند. اندرو هرگز نمی دانست چگونه سفارش بگیرد. اولین نشانه نیاز به سازش است و از بین می رود.

خواندن مطالب جدید
دور چهارم جام حذفی ، پخش آخرین اخبار و سوپرلیگ - به صورت زنده! | فوتبال

هر آخر هفته آندرو دوازده و نیم پرواز می کرد ، بنابراین اگر من خوش شانس بودم ، سالی سه یا چهار بار او را می دیدم ، اما وقتی او آنجا بود ، سخاوت روحیه اش بی نظیر بود. اگر به مشاوره نیاز داشتید ، می دانستید که می توانید به اندرو بروید. من به او زنگ می زدم و او خیلی سریع همه چیز را درست می کرد. خیلی زود او به من آموخت که مشتق مشتق نباشم – راه خودم را طی کنم. دلیل آن آندرو است که برای آن در مسیر فیلم سازی پیش رفتم. او دلیل خواندن من در آلبوم او بود نقاشی های مقدس. وی گفت: “بدترین چیزی که هر کسی می تواند بگوید این است که آن را دوست ندارد. اگر کلمات معنی خاصی دارند ، آنها را دور بریزید. ” بسیار ارزشمند ، دلگرم کننده بود. او با این همه آدم چنین بود. لحظات بسیاری وجود دارد که فکر می کنم ، “من با اندرو تماس خواهم گرفت” ، و سپس می فهمم که او دیگر در آنجا نیست.

دی جی در لندن ، 1994
DJ Weatherall در لندن ، 1994 عکس: میک هاتسون / Redferns

اندرو یکی از باهوش ترین افرادی بود که من می شناختم: ذاتاً بسیار باهوش ، اما بسیار کنجکاو نیز بود. او همیشه می خواند چون وقت زیادی را در هواپیما می گذراند. او اطلاعات را خیلی سریع می بلعد و همه آنها را به خاطر می سپارد. او همچنین یک کلمه فوق العاده بود. سعی کردم او را تشویق کنم که یک رمان بنویسد. آخرین کتابی که وی به آن روی آورد کتاب کوین باری بود قایق شبانه به سمت طنجه. سه روز بعد ، یکی از دوستانم ، تهیه کننده فیلم ، گفت: “ما تازه حقوق را بدست آوردیم.” من گفتم ، گوش کن ، اگر هر دو با هم روی موسیقی کار کنیم ، رویا خواهد بود. من همچنان سعی خواهم کرد که موسیقی متن مجموعه موسیقی او را بسازم. حتی اگر اندرو با ما نیست ، من واقعاً می خواهم روح او را در این فیلم جلب کنم.

این خلاصه دوستی اوست: من شب سال گذشته برای او متنی فرستادم و او با دو نقل قول به من برگشت. یکی از آنتونی ویلسون: “به ندرت آنجا که من را بخواهی ، همیشه وقتی به من احتیاج داری آنجا هستی.” و یکی از جیم دیکینسون: “از شکوه لحظه و همیشه وعده های فردا اطمینان حاصل کنید.” سپس او گفت ، “من افتخار می کنم که شما را دوست دانسته ام. سال نو بر شما و شما مبارک. “

[ad_2]